روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
286
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
شهر خانه و مسكن يافته نميشد و حتى در خيابانها و ميدانهاى پيرامون حصار شهر و آباديهاى اطراف آن هم جا براى آنان نبود . ناگزير در خانهها و محلات بزرگ موقتى در غارها و چادرها و سايهء درختها كه براستى ديدن وضع آنان تماشايى بود منزل داده بودند . بازار سمرقند با كالاهايى كه از ديار دور دست و سرزمينهاى بيگانه حمل شده است پرست . از روسيه و سرزمينهاى تاتار چرم و كتان و از چين پرنيان بسيار مرغوب و عالى كه در جهان همانند ندارد و مخصوصا حرير چينى غير زر بفت ميآورند . و نيز از چين مشك كه فقط در آن كشور يافته مىشود و ديگر كالاهايى كه بداشتن آنها مشهورست و به مقدار زياد در آن مملكت وجود دارد و همچنين لعل بدخشان و الماس و مرواريد و ريوند يا ساقهء ريواس و بسيارى ادويهء ديگر مىآورند . كالاهايى كه از چين بسمرقند مىآورند براستى كه از همهء آنچه از سرزمينهاى بيگانه به آن شهر مىآورند پر ارزشتر و گرانبهاترست . زيرا هنرمندان چينى زبردستترين و كاردانترين هنرمندان جهان شناخته شدهاند . و ضرب المثلى دارند كه ميگويند ، تنها هنرمندان چينى هستند كه دو چشم دارند و فرنگيان يك چشم و مسلمانان كورند . بنابراين قول فرنگيان و چينيان در كار خويش بصيرت دارند و مصنوعات آنان از ساختههاى ديگران بهترست . از هند بسمرقند ادويهء تند و مرغوب كه براستى بسيار گرانبهاست مانند جوز هندى و ميخك و پوست جوز و دارچين ( هم گل آن و هم پوست آن ) و زنجبيل و همهء انواع ديگر ادويه كه در بازار اسكندريه هيچ يافته نمىشود ، مىآورند . در سراسر شهر سمرقند ميدانهاى پهناورى است كه در آنها گوشت پخته و كباب شده و آش و طيور و شكار كه بشيوهاى نيكو پختهاند و همچنين نان و ميوههاى خوب به فروش مىرسد . همهء اين گوشتها و خوراكيها را در ظروف زيبا و پاك در ميدانها و فضاهاى باز شهر كه شب و روز از آنها رفت و آمد مىشود ، بمعرض فروش گذاشتهاند . دكانهاى گوشت